تبلیغات
ღ♥ღپرنسس شما کیه؟؟ღ♥ღ

پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟ - تو را یادم هست...
پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟
خــــــــــــداونــــــــــــدا بــــــــزرگـــــــــــــی فــــــــقط از آن توســـــــــت
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده تو را یادم هست...



 

وقتی هستی ات با نبودن ها آغاز شود...
سخت است برایت بودن...
سخت است نگاهت را سایه بان دلم کنی...



می دانم...
خوب می دانم سخت است...
برای تو که طعم نبودن ها را چشیده ای...
برای تو که غرق در اینجا نیستی...
بودن سخت است...



اما...
اما چه کنم که فقط یک چیز را کم دارم...
بودنت  را...



و تو چه آسان بودنم را نخواستی...

و من اکنون باز بی تو...

تنها...

در میان این آدمک ها...



تو رو یادم هست...

وقتی که اشکم را می دیدی و می خندیدی...

وقتی که بی رحمانه تحقیرم می کردی...

وقتی که عشق من را بی ارزش دانستی...



تو رو یادم هست...

تو را که گفتی تحمل این عشق سخت است...

تو را که یک شبِ مرا از یاد بردی...

تو را که...



آه...

تو را یادم هست...

تو را که حتی امروز را از یاد بردی...

تو را که شنیدن صدایم برایت سخت است...

 و نگاهم ...

و حضورم در میان لحظه های تو...



گفته بودم که نبودنت برایم سخت است...

و بودنت آغازی دوباره...

اما تو این احساسم را به تمسخر گرفتی...

و چه بی رحمانه مرا از یاد بردی...

آه... چه بی رحمانه...

 


و من اکنون...

با عادت نگاه کردن به تو...

با عادت نوازش دست گرم تو...

و با عادت شب بخیر گفتن به تو...

تنهام




آه... آه... آه...

چه کسی مرا خواهد دید...

چه کسی صدایم را خواهد شنید...

جز خداوند مهربانی ها...

و من باز شکیبا باقی...




غمگین و بی حوصله منم

شادی ِ بی حد تویی

از یادها رفته منم

در یادم تا ابد تویی

.

.

.

شدم مثل مجنون و شبا

تو کوچه ها پرسه می زنم

هرگز نمی تونم از تو و

دوست داشتن تو دل بکنم

 

شکنجه می شم با خاطراتی

که بی تو موند و ناتموم رها شد

فرسوده و غمگین و تنهام

جوونی ام از تنم جدا شد

.

.

.

یک عاشق تنها شدم

پر از تمنا شدم

کجایی نانازم بیا

شدم یه دیوونه بیا







یکشنبه 22 فروردین 1389 پرنسس
درباره ی من

جستجو

لحظات با تو و بی تو

دست نوشته های من

درباره ی :

نظر سنجی

بهترین ها

خواندنی ها

آمار وبلاگ