تبلیغات
ღ♥ღپرنسس شما کیه؟؟ღ♥ღ

پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟ - ازت انتظار نداشتم...!
پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟
خــــــــــــداونــــــــــــدا بــــــــزرگـــــــــــــی فــــــــقط از آن توســـــــــت

انتظار نداشتم!



شاید غمگین بودم...


وقتی اسمت را می شنیدم...


و تو را می دیدم...


که می خندیدی...


بی آن که به من توجه کنی...


حتی برای لحظه ای کوتاه...





 

شاید غمگین بودم...


وقتی مرا متهم کردی...


بی آن که حقیقت را بدانی...


و مرا تحقیر کردی...


پیش همه...


و می خندیدی...


به نگاه نگرانم...





 

شاید غمگین بودم...


وقتی تو را می دیدم...


غرق در شادی...


غرق در خنده...


و می رفتی...


بی خبر از بدرقه ی چشمانم...


کاش می دیدی...


تا چه حد نگرانم...




 


شاید غمگین بودم...


وقتی که صدایت را می شنیدم...


و خنده هایت...


و آن دو برای دیگری...


و نه دیگر برای من...


و تو شاد از رنجاندن من...


و می خندیدی...


به من...


و نگاه نگران من...




 

 

شاید غمگین بودم...


از شنیدن خبر...


که با بدخواه من...


می روی تو به سفر...


آه تو شاد می روی...


آه چه غمگین می شوم...


تو بی خبر از حال من...




 

و چقدر غمگینم...


من باز با تو هم قدم...


شانه به شانه می روم...


می خندم و می گریم...


می گویم و می پرسم...


و تو را صدا زدم...


و نگاهت کردم...


و چقدر غمگین بود...


آن لحظه... آن نگاه...


و من دلگیر از تو...


و چه تحقیرم کرد...


اعتمادم این جا...


و تو را غمگین کرد...


اعتمادم این جا...


اعتبارم این جا...


نه دگر هیچ نماند...


و تو تحقیر کردی...


این من عاشق خود...


بودنت بهانه بود...


تو نخواستی مرا...


امروز نشانه بود...


و شناختم تو را...


 

   


 

>>>کاش امروز، امروز نبود<<<








دوشنبه 24 آبان 1389 پرنسس
درباره ی من

جستجو

لحظات با تو و بی تو

دست نوشته های من

درباره ی :

نظر سنجی

بهترین ها

خواندنی ها

آمار وبلاگ