تبلیغات
ღ♥ღپرنسس شما کیه؟؟ღ♥ღ

پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟ - ๑๑ باید بازم نباشم ๑๑
پرنسس شما کیه؟؟ ؟؟
خــــــــــــداونــــــــــــدا بــــــــزرگـــــــــــــی فــــــــقط از آن توســـــــــت


ثانیه ها را گذراندم...

 

 

تا به امروز برسم...


 

امروز که باز تو باشی...


 

و باز من...


 

و باز عشق...


 

دل به امید شنیدن صدای تو...


 

و بودن دوباره ی تو...


 

و دستانم به انتظار گرمی دست تو...

 

 

و نگاهم به دنبال نگاه مهربان تو...


 

و شاید باز آغوش گرم تو...


 

و شاید...


 

بوسه ای از لبان تو...


 

و تمام انتظار من امروز به پایان رسید...


 

تو را می خواستم...


 

با تمام وجود...


 

تمام روزهای نبودنت را به سختی گذراندم...


 

تا به امروز برسم...


 

و تو امروز...


 

باز چه بی رحمانه مرا از خود راندی...


 

و خواستی که من نباشم...


 

حتی برای لحظه ای اندک...


 

و باز تو فریادم را نشنیدی...


 

تنهایم نگذار...

 

 

من از تنهایی می ترسم...

 

آه... آه... آه...


 

این چه سرنوشتی است...


 

تو بودنم را نمی خواهی...


 

ولی می خواهی که باشم...


 

انتظار دوباره ی تو سخت است...


 

من از روزای نبودنت بیزارم...


 

چرا تو نمی خواهی که باشم؟؟؟


 

خطای من چیست؟؟؟


 

گناه من چیست؟؟؟


 

آیا عشق ورزیدن خطاست؟؟؟


 

یا بوسیدن گناه؟؟؟

 

 

و


 

من اکنون...


 

باز بی تو باید باشم...


 

تو از من دور هستی...


 

و بی خبر از حال من...


 

آه...


 

ای سنگ صبور من...


 

شادیت آرزوی من است...


 

نگران غم من نباش...!!!
 


تحمل می کنم بی تو به هر سختی


 

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی







دوشنبه 7 تیر 1389 پرنسس
درباره ی من

جستجو

لحظات با تو و بی تو

دست نوشته های من

درباره ی :

نظر سنجی

بهترین ها

خواندنی ها

آمار وبلاگ